۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

به استقبال اول ماه مه برویم

سخنی با فعالان جنبش سبز
هیات سیاسی - اجرایی سازمان فدائیان خلق (اکثریت) با انتشار پیامی خطاب به فعالان جنبش سبز، از آن ها خواست از حق سازمانیابی کارگران و مزدبگیران و از مطالبات آن ها دفاع کنند. متن این پیام در زیر امده است:

به استقبال اول ماه مه، روز جهانی کارگران بشتابیم!
سخنی با فعالین جنبش سبز
تداوم، تقویت و پیشروی جنبش سبز در گرو گسترش پایه‏های اجتماعی آن است
از حق سازمانیابی کارگران و مزدبگیران و از مطالبات‏آن‏ها دفاع کنید!

فعالین جنش سبز!
جنبش سبز دوره بازنگری خود را می‏گذراند. بعد از ۲۲ بهمن فرصت مناسب برای بازنگری نسبت به حرکت جنبش فراهم آمده است. در دوره بازنگری لازم است که جنبش سبز به تامل و تعمق بنشیند، بر نقاط قوت و ضعف‏ خود وقوف یابد و راه‏های تداوم، تقویت و پیشروی جنبش را جستجو کند. تجربه نشان داد که تنها با تظاهرات خیابانی و با تکیه بر نیروی فعلی جنبش نمی‏توان بر استبداد غلبه کرد و به اهداف جنبش دست یافت. برای تداوم حیات جنبش و گسترش آن، لازم است که جنبش وارد میدان‏های جدید چالش با حکومت گردد و نیروهای وسعیتری را جلب و وارد کارزار با استبداد کند.
نیروی اصلی جنبش سبز را طبقه متوسط جدید تشکیل می‏دهد. گرچه در روز عاشورا، گروه‏هائی از زحمتکشان به تظاهرات پیوستند، اما هنوز جنبش سبز به طور وسیع به طبقات و لایه‏ های پائین جامعه رسوخ نکرده و کارگران و زحمتکشان جامعه در آن حضور چشمگیری ندارند. حضور محدود فعالین جنبش کارگری در جنبش سبز را نمی‏توان مشارکت وسیع کارگران و زحمتکشان به حساب آورد. جنبش سبز در بین کارگران و زحمتکشان و در واحدهای تولیدی و کارگاه‏ها جا باز نکرده است.
طبقه متوسط جدید در کشور ما، یکی از نیروهای محرکه اصلی تحول در گذر جامعه ما از استبداد به دمکراسی است. اما طبقه متوسط جدید به تنهائی قادر نیست سد استبداد را بشکند و آزادی‏های سیاسی و اجتماعی را در جامعه مستقر سازد. بلوک قدرت علیرغم ضربات کاری که جنبش اعتراضی بر آن وارد آورده است، هنوز از توان بالای سرکوب و از منابع سرشار مالی برخوردار است. بخش قابل توجهی از بودجه کشور توسط دولت کودتا به ارگان‏های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی اختصاص داده می‏شود و این ارگان‏ها معترضین را سرکوب می‏کنند.

فعالین جنش سبز!
اقتصاد کشور با بحران روبرو است و بحران اقتصادی روز بروز تعمیق می‏یابد و تاثیرات مخرب خود را بر زندگی اکثریت مردم و به ویژه کارگران و مزدبگیران کشور می‏گذارد. اقتصاد کشور با رکود، تورم و بیکاری فزاینده روبرو است. واحدهای تولیدی با مشکلات فراوانی مواجهند. صدها واحد تولیدی ورشکسته و تعطیل شده‏اند. میانگین ظرفیت تولید در واحدهای تولیدی به‌ کمتر از ۵۰ درصد رسیده است.
زندگی کارگران و زحمتکشان به دلیل رشد تورم، عدم پرداخت به موقع دستمزدها و موج اخراج‏ها رو به وخامت نهاده است. با ورشکستگی واحدهای تولیدی و کاهش ظرفیت تولیدی آن‏ها و رکود بخش ساختمان، کارگران دسته دسته از واحدهای تولیدی اخراج می‏شوند و به صف طویل بیکاران می‏پیوندند. اجرای طرح "هدفمند کردن یارانه‏ ها" توسط دولت کودتا، زندگی کارگران و زحمتکشان را وخیم‏تر خواهد کرد.
این وضعیت زمینه‏ساز اعتراضات کارگران و مزدبگیران کشور است. شواهد حاکی از آن است که با گسترش بحران اقتصادی، امسال ما شاهد گسترش اعتراضات کارگران و مزدبگیران اجتماعی خواهیم بود.
کارگران و زحمتکشان کشور در مقابل بحران اقتصادی و موج اخراج‏ها، فاقد تشکل برای دفاع از منافع خود هستند. فعالین کارگری مدت‏ها است که این ضرورت را دریافته و برای تشکیل سندیکای مستقل کارگری قدم جلو گذاشته‏اند. اما به سد استبداد برخورده‏اند.
دولت بزرگترین کارفرما است و همانند کارفرمایان، کارگران و زحمتکشان را استثمار می‏کند. دولت به ارگان‏های سرکوب مجهز است و کارفرمایان هم برای دفاع از منافع خود از تشکل‏های قدرتمند برخوردارند. اما کارگران و زحمتکشان در مقابل قدرت دولت و کارفرمایان، فاقد سلاح برای دفاع از منافع خود هستند. قدرت کارگران و زحمتکشان، در سازمانیابی آن ها است و سلاح آن ها، سندیکا و اتحادیه است.
کارگران و زحمتکشان برای دفاع از منافع خود و برای طرح مطالباتشان باید سازمان یابند و سندیکاها و اتحادیه‏های خود را تشکیل دهند. اقدام فعالین کارگری برای تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری با سرکوب حکومت روبرو شده است. هم اکنون تعدادی از آن‏ها به خاطر فعالیت‏های سندیکائی در اسارتگاه‏های رژیم به سر می‏برند.
کارگران و زحمتکشان کشور در مبارزه برای تامین حقوق خود، به تجربه ضرورت استقرار آزادی‏های سیاسی در کشور را در می‏یابند. این امر حلقه پیوند جنبش کارگری با جنبش سبز است.
جنبش سبز نمی‏تواند و نباید تنها در محدوده شعارها و مطالبات عمومی باقی بماند. گروه‏ های مختلف اجتماعی مطالبات خاص خود را دارند. لازم است که حقوق و مطالبات آن‏ها از جمله حقوق و مطالبات کارگران و زحمتکشان از جانب جنبش سبز مطرح و از آن‏ها دفاع شود.

فعالین جنبش سبز!
وجود حلقه پیوند بین جنبش کارگری و جنبش سبز، بستری است مساعد برای حرکت فعالین این دو جنبش. این حلقه خودبخودی بین دو جنبش بسته نمی‏شود. لازم است از دو سو برای بستن این حلقه حرکت کرد. تا کنون از جانب فعالین جنبش کارگری گام‏هائی در این جهت برداشته شده است. ولی هنوز حرکت مشهودی از طرف اکثر فعالین جنبش سبز دیده نمی‏شود. اخیرا آقای موسوی به این مسئله توجه کرده و در بیانیه‏ها و مصاحبه‏ های خود به آن پرداخته است. اما لازم است گام های جدی‏تر و موثرتری را برداشت.

فعالین جنبش سبز!
اول ماه فرصتی است مناسب برای فعالین جنبش سبز که برای ایجاد پیوند بین این جنبش با جنبش کارگری قدم بردارند. نارضایتی و اعتراضات در بین کارگران و مزدبگیران بالا است. ما هر روز شاهد درج اخبار حرکات اعتراضی کارگران و مزدبگیران در رسانه‏ها هستیم. وجود حرکات اعتراضی، بستر مساعدی را برای نزدیکی بین دو جنبش به وجود آورده است.
می‏توان از هم‏اکنون به استقبال اول ماه مه شتافت، این روز را به عنوان یکی از روزهای جنبش سبز اعلام کرد، در مراسم اول ماه که توسط کارگران برگزار می‏شود، مشارکت نمود، به رسمیت شناخته شدن حق فعالیت تشکل‌های مستقل کارگری، حق اعتصاب و تجمع کارگران، پرداخت فوری دستمزدهای معوقه کارگران، افزایش حداقل دستمزدها، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، تأمین امنیت شغلی کارگران و مزد بگیران، لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران و برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری را خواستار شد، اعتراضات کارگری را در رسانه‏ها بازتاب داد ، وضعیت زندگی فلاکت بار کارگران و زحمتکشان را منعکس کرد و در حمایت از کارگران و مزدبگیران موضع گرفت.
لازم است جنبش سبز با اقدامات و موضع‏گیری‏های خود پیرامون مسائل کارگری، نظر مساعد کارگران و مزدبگیران را جلب کند. زمانی که کارگران و مزدبگیران دریافتند که جنبش سبز پشتیبان آن‏ها است و از مطالباتشان دفاع می‏کند، با جنبش سبز همبستگی نشان خواهند داد و برای تداوم و گسترش آن هزینه پرداخت خواهند کرد.

فعالین جنبش سبز!
طبقه کارگر و طبقه متوسط جدید، نیروهای محرکه اصلی تحول در جامعه ما هستند. لازمه تحول سیاسی و اجتماعی در کشور و غلبه بر هیولای استبداد و تامین آزادی و عدالت اجتماعی، پیوند یافتن این دو نیروی اجتماعی است. در کشور ما عدالت اجتماعی با ازادی درهم آمیخته است. یعنی مردم هم نان می‌خواهند و هم آزادی. با درک این ضرورت، بکوشیم با کاربست ابتکارات مختلف، زمینه های نزدیکی این دو نیرو را فراهم سازیم. تداوم، تقویت و پیشروی جنبش سبز در گرو گسترش پایه‏های اجتماعی آن است.

هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
۲۷ فروردین ۱۳۸۹ (۱۶ آوریل ۲۰۱۰)

زندانیان سیاسی از اول ارديبهشت ماه اعتصاب غذا می کنند

جمعی از زندانیان سیاسی در زندان اوین با انتشار بیانیه ای اعلام کردند از ابتدای اردیبهشت ماه اعتصاب غذا کرده و «روزه ی سیاسی - مذهبی» خواهند گرفت.
در اطلاعیه ی این زندانیان آمده است آن ها تا رسیدن به خواسته هایشان که در ۵ مورد اعلام شده است، اعتصاب غذای خود را تا سالروز انتخابات ریاست جمهوری ادامه خواهند داد.به گزارش ندای سبز ازادی، متن این بیانیه به شرح زیر است:
بنام خداوند جان و خرد
خرم آن روزکزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم از پی جانان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
ملت بزرگوار ایران:
بهتر از هر کسی میدانید که هزاران تن از فرزندان شما که در جریان انتخابات خرداد ٨٨ از نامزدهای اصلاح طلبان حمایت کرده و به جنبش سبز تعلق خاطر داشته اند از فردای ۲۲ خرداد به بهانه های واهی و اتهامهایی که اغلب وجاهت قانونی نداشته و ندارند ، در تقابل آشکار با مفاد و اصول قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور از جمله حقوق شهروندی – حتی در نیمه های شب- از محل کار و سکونت خود به بازداشتگاه ها و زندانهای شناخته شده و ناشناس انتقال یافتند . بسیاری از آنان پس از نگهداری بلند مدت در شرایط ویژه و بازجویی های تحت فشار جسمی و روحی و روانی در دادگاههای فرمایشی محاکمه شده وبه حبس های طویل المدت یا غیر عادلانه محکوم شده اند .
در این میان بسیاری با گذشت قریب یکسال بدون محاکمه و حتی تمدید قرار بازداشت ، در وضعیت مبهم وبلاتکلیف ، در بازداشتگاههای ۲۰۹ ، ۲۴۰، بند ۲ الف و بند ٣۵۰ زندان اوین نگهداری شده و می شوند و از بسیاری از حقوق قانونی ، اسلامی و انسانی خود محروم بوده و هستند .
ملت بزرگوار ایران :
آگاه باشید ما سبز اندیشان محبوس در زندان اوین ، در اعتراض به این رفتارهای غیر قانونی ، غیر شرعی و غیر انسانی حاکمیت در جریان دستگیری ها ، بازداشتها و محاکمه ها و اکنون نگهداری فرزندانتان در وضعیت معیشتی ، بهداشتی ، رفاهی و تفریحی که گاه بسیار نازلتر از وضعیت مشابه برای محکومان عادی و حتی جنایتکاران ، قاچاقچیان و... است از ابتدای اردیبهشت ماه ۱٣٨۹ روزه سیاسی و شرعی خود را بصورت گسترده و زمان بندی شده آغاز خواهیم کردو در صورت عدم رسیدگی به مطالبات خود و در خواست های زیر اقدامهای خویش را در خرداد ماه بسط و گسترش خواهیم داد .
روزه های سیاسی و مذهبی ابتدا به صورت یک روز در هفته – پنج شنبه ها – خواهد بود و پس از دو هفته به دوروز در هفته – دوشنبه ها و پنج شنبه ها – افزایش خواهد یافت و در خرداد ماه – تا سالروز انتخابات ریاست جمهوری – به صورت فزاینده ای از نظر کمی و کیفی شدت خواهد یافت .در خواست های قانونی ما سبز اندیشان محبوس در اوین به شرح زیر است.

۱- لغو و تقلیل احکام صادره علیه زندانیان سیاسی ، امنیتی و مطبوعاتی در دادگاههای فرمایشی پس از خرداد٨٨
۲- آزادی فوری کلیه بازداشت شدگان تا زمان برگزاری دادگاه ها ، با قید وثیقه و کفالت
٣- رعایت اصل ۱۶٨ قانون اساسی در کلیه محاکم
۴- رسیدگی به روند غیر قانونی و غیر عادلانه بازجویی ها ، دادرسی ها و مجازات متخلفان در تمامی سطوح
۵- بهبود وضعیت غذایی ، بهداشتی ، رفاهی و تفریحی کلیه زندانیان و بازداشت شدگان

صدور اولين سند ازدواج در جمهوري اسلامي - بدون شرح


شکنجه ها و شرايط غير انسانی که در طی مدت بازداشت عليه فعالين شهر ياسوج روا داشته شد، فعالين حقوق بشر و دمکراسی

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" فعالين دانشجوئی و حقوق بشری دستگير شده در شهر ياسوج عليرغم آزادی از زندان ولی تحت فشارهای مستمر بازجويان وزارت اطلاعات در اين شهر قرار دارند.فعالين دانشجوئی و حقوق بشری شهر ياسوج که از روز ۱۳ بهمن با يورش وحشيانه مامورين وزارت اطلاعات به منازلشان دستگير و به سلولهای انفرادی منتقل شدند. در طی اين يورشهای وحشيانه تعدادی از فعالين شهر ياسوج که اسامی آنها به قرار زير است بازداشت شدند: آقای اردوان قرائتی ۱۳ بهمن دستگير و بعد از مدتی آزاد شد،حسن اکوانيان همزمان دستگير و پس از يک هفته آزاد شد.رضا اکوانيان ۱۳ بهمن دستگير و تا ۲۲ بهمن در زندان بسر برد. محمد طاهر اکوانيان که ساکن دهدشت بود زمان يورش مامورين وزارت اطلاعات در منزل حاضر نبود و موفق به دستگيری او نشدند.
مامورين وزارت اطلاعات هنگام يورش به منازل فعالين شهر ياسوج از وحشيانه ترين شيوه ها استفاده می کردند.آنها همچنين برای مدت طولانی منازل آنها را مورد بازرسی قرار دادند که در حين بازرسيها باعث تخريب وسائل شخصی آنها شدند.هنگام ترک منازل بعضی از وسائل شخصی آنها را جمع آوری و با خود بردند که از جمله آنها ،فرم کمپين يک ميليون امضاء،کتابها و جزوات ،رسيور ماهواره،کامپيوتر، تلفن همراه،دفترچه تلفن و ساير وسائل شخصی آنها می باشد.فعالين شهر ياسوج پس از دستگيری به سلولهای انفرادی زندان مرکزی ياسوج انتقال داده شدند.آنها در طی مدتی که در بازداشت بسر می بردند مورد شکنجه های جسمی و روحی شديد قرار داشتند. از جمله شکنجه های جسمی که عليه آنها بکار برده می شد شکنجه با باتونهای برقی،زدن ضربات مشت و لکد به سر و صورت و ساير نقاط حساس بدن،بطوری که بعضی از آنها در زير شکنجه بيهوش می شدند . وارد کردن ضربات به بينی و کمر که منجر به زخمی شدن و دچار خونريزی می شدند . عليرغم اينکه چند هفته از آزادی آنها می گذرد ولی هنوز آثار شکنجه بر بينی و کمر آنها باقی مانده است.بيدار نگه داشتن آنها برای مدت طولانی و همچنين وادار به مصرف کردن داروهايی که در آنها حالت خواب آوری ايجاد می کند اما با شکنجه های جسمی از خواب آنها ممانعت می کردند. يکی از شيوه های شکنجه های روحی که بازجويان وزارت اطلاعات بکار می بردند يکی از فعالين اسير را در حين بازجوئی مورد تهديد قرار دادند و به او گفتند: اگر هر چی را که می گويم قبول نکنی و ننويسی همسرت را اينجا می آوريم و به او تجاوز خواهيم کرد. در ۳ روز اول دستگيری شکنجه ها بصورت مستمر و وحشيانه ادامه داشت.اتهاماتی که به آنها وارد کرده اند عبارتند از : تشويق دانشجويان ياسوج به تحصن و اعتصاب/ شرکت در اعتراضات گسترده مردم تهران/ عضويت در کمپين يک ميليون امضاء/داشتن ارتباط با فعالين حقوق بشری/مصاحبه با راديوهای فارسی زبان بين المللی/داشتن ارتباط با سازمان مجاهدين خلق/ ارسال اخبار موارد نقض حقوق بشر در ايران به خارج /تبلغ عليه نظام/توهين به مقدسات نظام و رهبری در وبلاک خود و موادر متعدد ديگری می باشد.پرونده آنها در حال حاضر توسط فردی بنام کرمی بازپرس شعبه ۴ دادسرای انقلاب ياسوج تحت بررسی است.فعالين ياسوج از زمان دستگيری تا به حال بارها به اداره اطلاعات ياسوج فراخونده شده اند و هر بار ساعتها مورد بازجوئی و تهديد قرار گرفته اند. بازجويان آنها را تحت فشار قرار داده اند که از شکنجه های و حشيانه و شرايطی که در طی اين مدت بر آنها گذاشته است را نبايد با کسی در ميان بگذارند در غير اينصورت با عواقب سنگين آن مواجه خواهند شد.فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،دستگيری ،قرار دادن در سلولهای انفرادی،شکنجه های وحشيانه و تهديدات رذيلانه عليه فعالين دانشجوئی و حقوق بشری را محکوم می کند و از دبير کل و کميسر عالی حقوق بشر خواستار دخالت برای پايان دادن به جنايت عليه بشری در ايران است.

۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

نوزده بهمن، سی و نهمین زادروز جنبش فدائی



به مناسبت سی و نهمین زادروز جنبش فدائی
زنده باد آزادی! زنده باد سوسیالیسم!

۱۹بهمن، یادآور گام نهادن جنبش فدائی به عرصه سیاست میهن ما در سال ۱۳۴۹ است. آن روز نیز مانند روزهائی که در آن زندگی می‏کنیم، ابرهای سیاه خودکامگی و اسارت، آسمان ایران را پوشانده بود و فضای کشور را تیره و تار کرده بود. در آن روزگار سخت، شعله‏ای که فدائیان در سیاهکل افروختند، اعلام این تصمیم بود که گروهی از جان گذشته، می‏خواهند راهی نو در پهنه سیاست ایران بگشایند، راهی که صرفنظر از فراز و نشیب‏ها و ارزیابی های نادرست رهروان آن، رو به سوی آزادی و بهروزی مردم ایران داشت.شباهت‏های نسل نخست فدائیان با جوانانی که امروز کمر همت به غلبه بر استبداد و گشودن فصلی نو در تاریخ ایران بسته‏اند، بیش از هر چیز ناشی از تشابه شرایط زندگی در دیکتاتوری آن روز و امروز است. آن روز نیز مانند امروز، نظامی استبدادی ناتوانی خود را از پذیرش خواست‏های انباشته شده میلیون‏ها ایرانی نشان داده بود. آن روز نیز مانند امروز، فرمانروایان وقت همه راه‏های اصلاح نظام حاکم را بسته بودند. آن روز نیز مانند امروز، مبارزه با سرکوب و بی عدالتی و تبعیض، انگیزه پیشگامان جوان جنبش آزادیخواهانه مردم ایران برای گذار از شرایط موجود به افق‏های نوین بود.شعله‏ای که در ۱۹بهمن ۱۳۴۹برافروخته شد، نزدیک به چهار دهه است که روشنگر راه فدائیان در راه آرمان‏های انسانی و شریف بنیانگذاران این جنبش است. فدائیان، امروز نیز مانند آن روز، برای آزادی، پیشرفت و عدالت اجتماعی مبارزه می‏کنند. چهار دهه تجربه اندوختن از خطاها و بیراهه‏ها، از رویدادهائی که در این چهار دهه ایران را تکان داد، امروز ما را به استراتژی و تاکتیکی دگرگون رسانده است، اما آرمان‏های ما همان آرمان‏هائی است که در سرمای بهمن ۱۳۴۹ یاران ما جان خود را مشعل آن کردند. مبارزان سیاهکل، پرچم پیکاری را برافراشتند که هدف آن، رهایی انسان از اسارت، استثمار، عقب افتادگی، خرافات و بی‏عدالتی است. ما این پیکار را ادامه می‏دهیم.مانند هر سال، گرامیداشت ۱۹ بهمن با یادبود انقلاب بهمن ۱۳۵۷ همراه است، یادبودی که امسال آوردگاه جنبش اعتراضی مردم ایران از یک سو و حکومت کودتا از سوی دیگر است. سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، شایسته ترین گرامیداشت زادروز جنبش فدایی را در پشتیبانی و مشارکت در جنبش اعتراضی مردم ایران، در تلاش برای نزدیک کردن صفوف رهروان این جنبش به هم و در رساندن صدای حق طلبانه مردم ایران به جهانیان می‏داند.سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به مثابه یکی از نحله‏های جنبشی که ۳۹ سال پیش پا به عرصه سیاست ایران نهاد، امروز پیش از هرچیز برای آن تلاش می‏کند که مردم ایران به خواسته اصلی خود که انتخابات آزاد است دست یابند، خواستی که با گذشت هفت ماه از آغاز خیزش مسالمت آمیز میلیونی مردم ایران، اکنون به فصل مشترک همه نیروهای شرکت کننده در این خیزش و نیروهای سیاسی مخالف حکومت کودتا تبدیل شده است. در کنار این خواست اصلی و عاجل‏تر از آن، ما خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و رسیدگی به جنایات اعمال شده در زندان‏های جمهوری اسلامی ایرانیم. و باز هم عاجل تر، ما از جهانیان می‏خواهیم ماشین کشتار رژیم ولایت فقیه را متوقف کنند و نگذارند باز هم جوانان ایرانی که گناهی جز طرح خواست اکثریت مردم ایران ندارند به دار آویخته شوند.از آنجا که در برابر جنبش اعتراضی مردم ایران، دشمنی غدار و خونریز قرار دارد، برای نیروهای سیاسی آزادیخواه ایرانی راهی جز همکاری و همگامی علیه استبداد نیست. ما زادروز جنبش فدائی را به مناسبتی برای پیشنهاد همکاری به سایر نیروهای سیاسی آزادیخواه تبدیل می کنیم و از همه این نیروها می خواهیم بر هماهنگی و همگامی علیه حکومت خودکامه بیافزایند. ما معتقدیم تفاوتها در ایدئولوژی، تاریخ و برنامه سیاسی نباید مانع از ائتلاف نیروهای سیاسی برای خواستهای فراگیری مانند انتخابات آزاد شود. ما برای شرایطی مبارزه می‏کنیم که همه نیروهای سیاسی بتوانند آزادانه و با رعایت قواعد دمکراسی و حکومت قانون، برنامه خود را به مردم ایران عرضه و برای جلب حمایت رأی دهندگان رقابت کنند. برای گذار به چنین شرایطی، هم امروز همکاری نیروهای دمکرات با تکیه بر اشتراکات ضرورت عاجل دارد. این اشتراکها در شرایط سیاسی کنونی، بدان حد است که بتوانیم حول خواست‏های عاجل جنبش اعتراضی مردم ایران متحد شویم.سی و نهمین سالروز تولد جنبش فدائی را در شرایطی برگزار می‏کنیم که حکومت، به شماری از دستگیرشدگان ماه‏ها و هفته‏های اخیر، اتهام همکاری با سازمان ما را وارد کرده است. همان گونه که قبلاً اعلام کرده‏ایم، این اتهامات، بی‏پایه‏اند و تنها برای سنگین کردن پرونده‏های زندانیان ساخته و پرداخته شده‏اند. اما صرف توسل حکومت به این ادعا، اعتراف حکام بدین واقعیت است که آنها نیز از شکست سی سال سرکوب جنبش فدایی در ایران آگاهند. امروز، حکامی نام فدائی را در پیوند با جنبش اعتراضی مردم ایران بر زبان می‏آورند که تا دیروز مدعی نابودی جنبش ما بودند. بدین حکام باید گفت این اعتراف شما، چیزی نیست جز پی‏بردن بدانچه بشر در طول تاریخ هزاران ساله خود، بسیار تجربه کرده است، و آن اینکه اگر زمان تحقق اندیشه‏ای فرا رسیده باشد، هیچ نیروئی را یارای بازداشتن آن نیست. امروز در ایران، زمان تحقق آزادی، آرمان دیرین فدائیان فرا رسیده است. جوانانی که امروز در خیابان‏ها آزادی را فریاد می‏کنند، با جنبش فدایی آرمانی مشترک دارند و نه پیوند تشکیلاتی. آرمانهای مطابق با نیاز تاریخی، راه خود را می‏گشایند. و استبداد حاکم بر ایران را چاره ای جز تسلیم بدین حکم تاریخ نیست.


گرامی باد آرمان‏های جنبش فدایی!
زنده باد آزادی!
زنده باد سوسیالیسم!
درود بر خاطره جان باختگان فدایی!
هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بهمن ۱۳۸۸

پاسخ رئیس صداوسیما به حسن خمینی

بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی
با سلام ، متقابلاً ایام خجسته سی و یکمین دهه فجر پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی را به شما و خانواده معظم امام راحل (ره) تبریک می‌گویم و سلامتی و دوام عمر شما را از خداوند متعال خواهانم. به اطلاع جنابعالی می‌رسانم :
۱ ـ برنامه‌های دهه فجر امسال گسترده‌تر از همیشه و با بهره‌گیری از تمامی ظرفیت آرشیوی و تجارب گذشته با تولید بیش از ۱۰۰۰ ویژه برنامه در سیما ، صدا ؛ شبکه‌های استانی و برون‌مرزی و حوزه سیاسی سازمان و برای اقشار و سطوح مختلف جامعه در داخل و خارج کشور در حال پخش است .
۲ ـ محور و هویت انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) است ، لذا در نوع این برنامه‌ها شخصیت جامع و استثنائی آن یگانه دوران در ابعاد مختلف مبارزاتی ، سیاسی ؛ فقهی ؛
اخلاقی ، عرفانی و سلوک رفتاری مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۳ ـ بررسی‌های سالهای اخیر نشان می‌دهد که نسل جوان و حتی نسل‌های گذشته از طریق برنامه‌های رسانه ملی با بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی و متعالی امام خمینی (ره) آشنا شده‌ و با او پیوندی مستحکم برقرار کرده‌اند. این در حالی است که به گفته شما دشمنان قسم خورده انقلاب و امام و رسانه‌های بیگانه و به اعتقاد من با همراهی ضد انقلاب داخلی و پشیمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعی در مخدوش کردن چهره آن عزیز سفر کرده و نابودی راه نورانی او دارند.
۴ ـ مستند “شاخص ” یکی از این صدها ویژه برنامه رسانه ملی است که با بهره‌گیری از رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب که مفسر واقعی فرمایشات و سیره امام خمینی (ره) هستند، تولید شده است.این مستند بر آن است که سلوک حکومتی امام عزیز را مورد بررسی قرار دهد و البته در این مسیر چهره مقتدر و سازش‌ناپذیر ، مستدل و عقلانی ، روشنگر و آگاهی‌بخش ، متواضع ، با محبت و مهربان ، آرامش بخش و حتی همراه با طنز و مطایبه معظم له نیز مورد توجه قرار گرفته است.
سازندگان این مستند ؛ با ذکر تاریخ سخنرانی ؛ شأن نزول آن و تبیین شرایط ویژه جامعه در آن مقطع زمانی نهایت امانت‌داری را به خرج داده‌اند.در این مستند روشنگری و اطلاع‌رسانی پیرامون امام و قانون ، امام و بنی‌صدر ؛امام و فلسطین ؛ امام و مردم ؛ امام و جمهوری اسلامی ؛ امام و ولایت فقیه ؛ امام و گروهک‌ها و … که از اساسی‌ترین موضوعات مورد نیاز در جامعه است ؛ مورد بررسی قرار گرفته است.
نگاه ما به امام ؛ نه صرفاً به عنوان یک شخصیت مقطعی و کاریزماتیک و پدری مهربان و عارف ، بلکه در جایگاه یک مصلح بزرگ جهانی و ارائه‌دهنده تئوری نجات‌بخش و مترقی “ولایت فقیه ” برای هدایت آحاد انسانها تا ظهور منجی عالم بشریت روحی له‌الفداء است و همکاران آگاه و متعهد ما دقیقاً در راستای این هدف متعالی و ترسیم جامعیت شخصیت حضرت امام (ره) تلاش کرده‌اند.
۵ ـ چارچوب مستند شاخص مشابه مستند قبلی “امام روح الله ” است که از ناحیه جنابعالی و موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسین و تقدیر قرار گرفت .نکته تأمل برانگیز این است که در این فاصله کوتاه زمانی چه اتفاقی رخ داده که شاخص‌های قضاوت اطرافیان شما را تا این حد دگرگون ساخته است .از من خواسته‌اید که از یاران نزدیک امام دعوت کنم تا درباره امام صحبت کنند و موضوع روشن شود . پخش مستند سخنان این یاران نزدیک که در همان شرائط زمانی سخن گفته و اعلام موضع کرده‌اند بسیار واقعی‌تر و باورپذیرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنری و حرفه‌ای مستند نیر به همین است !هر چند که تحلیل‌های تکمیلی بسیاری از آنان در شرائط فعلی به جای خود مفید و قابل استفاده است.
۶ ـ همانگونه که اشاره کرده‌اید ؛ خودتان این برنامه را ندیده و به “منابع موثق ” اکتفا نموده‌اید ! توقع زیادی نیست که از شما بخواهم یا شخصاً قسمت‌هائی از این مستند را ببینید و یا سرزده به میان مردم و اجتماعات آنان ، خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر که امام (ره) تا آخرین لحظه یک موی آنان را به کاخ نشینان نداد بروید و با آنان در مورد این برنامه و دیگر برنامه‌های مربوط به امام در رسانه ملی صحبت کنید .
۷ ـ آیا پاداش این همه تلاش برای نشان دادن چهره نورانی آن امام بزرگ به هنرمندان ؛ برنامه‌سازان ، دوستداران و علاقمندان آن عزیز سفر کرده در رسانه ملی عباراتی نظیر “غیرصادقانه ” ، “تحریف آمیز ” ، “خشن ” ، “شخصیت دست ساخته سیما ” ، “فرسنگ‌ها فاصله با حقیقت امام ” ، “اشتباه فاحش ” ، “چشم پوشی از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت امام ” ، “مخدوش کردن چهره عارف کامل ، مهربان و مقتدر ” ، “نیاز به تذکر کتبی ” و … است ؟!
نمی‌خواهم رنجنامه بنویسم که یکبار برای همیشه پدر رنج کشیده شما از طرف همه ما بچه‌های انقلاب ؛ آن را به یادگار گذاشته است.
سخن این است همانگونه که به حکم وظیفه فرزندی امام ، اعتراض جدی به اقدامات صدا و سیما دارید ؛ ای کاش همین گونه هم نسبت به حوادث ۸ ماه گذشته و جفائی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند ، و بغض و کینه سالیان خود را در کوچه و خیابان فریاد زدند ؛ بیانیه می‌دادید و آن اقدامات شرم‌آور را نیز محکوم می‌کردید.با شما ناگفته‌های فراوان دیگری نیز دارم . این مقدار هم صرفاً به دلیل علنی شدن دستخط مستقیم جنابعالی بود که تصور آن نمی‌رفت .
با این همه ، مجموع این دو نامه مایه خیر و برکت و خلق انگیزه و ظرفیت جدیدی برای بررسی همه جانبه‌ی رویدادها و سلوک حکومتی امام عزیز در دهه اول انقلاب است همان ده سالی که رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند :
دوران ده ساله‌ی حیات مبارک امام خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه) ، الگو و نمونه‌ی حیات جامعه‌ی انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب ، همان است که امام ترسیم فرمودند. دشمنان خام طمع و کوردل که گمان کردند با فقدان امام خمینی ، دوران جدید با مشخصات متمایز از دوران امام خمینی (قدس سره) آغاز شده است ، سخت در اشتباه‌اند. امام خمینی ، یک حقیقت همیشه زنده است . نام او پرچم این انقلاب ، و راه او راه این انقلاب ، و اهداف او اهداف این انقلاب است .

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

استمرار حضور باقي در انفرادي

در حالي كه بازجويي عمادالدين باقي پايان يافته و چهل و دو روز از بازداشت او مي گذرد وي همچنان در سلول انفرادي بند 240 به سر مي برد و در تمام اين مدت حتي محروم از دسترسي به قرآن و ممنوع الملاقات بوده است.

عمادالدين باقي يك روز پس از عاشورا و به اتهام مصاحبه با آيت الله منتظري كه در بي بي سي فارسي پخش شد ، در منزلش بازداشت شد. خانواده باقي گفته اند ضمن اينكه هيچ اتهامي متوجه آن مصاحبه نمي تواند باشد قابل توجه است كه اين گفتگو دو سال قبل انجام شده بود و وي از زمان و نحوه پخش آن خبري نداشت و اساسا اين اقدام طبق قانون آني بوده ، نه مستمر و پايانه يافته است و بيم تباني و يا امحاء آثار نمي رود تا بازداشت موقت او ادامه يابد. خانواده باقي مي گويند بازداشت او بلاوجه است در حالي كه اگر بر فرض نسبت به آن مصاحبه اتهامي متوجه او بود مي توانست احضار شود و در دادگاه حضور يابد و در مورد آن توضيح دهد.

خانواده باقي به خصوص با توجه به وضعيت جسمي وي خواستار آزادي او هستند. آنها اعلام كرده اند كه پايان زندان انفرادي و ملاقات با باقي را به دادستاني تهران داده اند كه هنوز موفق به دريافت پاسخي از اين نهاد نشده اند.